تبليغاتX
THE l@$t Ki$$

THE l@$t Ki$$

http://john.mobile9.com/download/thumb/442/emo23_v476oer6.jpg

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 14:22 توسط غزل



گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغة دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی... من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزني. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.
گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 14:15 توسط غزل |


احساس پنهان

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388 16:30 توسط غزل


مرا اینگونه باور کن...احساس پنهان
مرا اینگونه باور کن...
کمی تنها
کمی بی کس
کمی از یادها رفته...
خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته...؟!
نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟
که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟


مرا اینگونه باور کن



خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم
تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم


خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری
از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری


هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا
در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا


هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان
ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان




همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند
به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند


بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
To fall in love


عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don''t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven''t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
با تشکر از هستیاحساس پنهاناحساس زیبااحساس پنهان احساس پنهاناحساس پنهاناحساس پنهان

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388 16:26 توسط غزل |


سلام. خدا جونم دلم برات تنگ شده  من خیلی بنده ی خوبی نیستم گاهی نا شکریت را به جا می اورم ولی تو بهترینی من عاشقتم من رو دوست بدار.      خدای عزیز من میدونم که بین بندگانت فرق نمی زاری و نعمتت رو بین همه به عدالت تقسیم می کنی.به من نیرویی بده تا این رو بطور واقتی بفهمم تا برای بدست اوردن خواسته ام تلاشم را بیشتر کنم .خدا وندا ممنونم که بازم بهم مهلت دادی تا تولدی دیگرم را بیاد اورم و بهم یاد دادی که وقت برا ی جبران هست پس کمکم کن تا بیشتر از این به تو ایمان اورم .چارلی جاپلین می گوید(زندگی ان جشنی نیست که ارزویش را داشتی اما حال که به ان دعوت شده ای زیبا رقص)
سلام بچه هااااااااااااااااا .خوبین؟از تمتمیه کسانی که با حضورشون منو خوشحال میکنن ممنونم  و نظره تک تکشون برام مهمه و با احترام.بچه ها امروز ۲۹ شهریور تولدمه اما چون مسافرت بودم دیر تر تونستم پست بزارم.بچه و این روز سه تا ارزو دارم۱.مامانو بابام  کسایی که دوسشون دارم همیشه سایشون بالایه سرم باشه۲.در اینده موفق باشموخدا ازم راضی باشه۳.تمام مردم و خودم به ارزو هامون برسیم. خوب حالا میریم سر اصله مطلب بچه دوست دارم تو نظراتتون برام بگین که چه ارزو هایی برام دارین ممنون.همه مهما ن ها وارد شوند حضور برایه همه الزامی است دعوت نامه عمومیمیباشد            
اینم بادکنکهام  البته بعدا همه را میتر کونیم
حالا نوبته بزنو بکوبه         happy birthday    
حالا نوبته کیکه همه با هم  happy birthday happy birthday  امیدوارم به همه خوش گذشته باشه بهترین کادو برای من حضوره شماست                                            غزل29/6/88

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 16:51 توسط غزل |


سلام دوستان ممنون از اینکه با حضورتون منو خوشحال میکنید بچه ها من یه چند روزی نیستم دارم میرم مسافرت  کیش اما۲۹ یه پسته متفاوت دارم حتما سر بزنید وقتی برگشتم جبران میکنم .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 10:1 توسط غزل


سلام :بچه ها امشب می خوام تو این شبه عزیز همه واسه من دعا کنن که به حاجتم برسم هرکس واقعا دوست داره من به حاجتم برسم از ته دل دعا کنه ممنون

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 21:11 توسط غزل


    1. شاید ان روز که سهراب نوشت:                                                                     تا شقایق هست زندگی باید کرد                                                                                                   خبری از دل پر دردگل نداشت                                                                       باید اینگونه نوشت:       هر گلی هستی باش چه شقایق چه گل پیچک و یاس .زندگی اجباریست......... لاجرم باید زیست.........                         (به یاد داشته باش که هرگاه زیره فشاره غصه ها زانو هایت خم می شود این مهر و عشق است به سوی تو راه باز می کند و باور کن که است در گذرگاه های تاریک زندگی گهگاه نور ستاره ای دیده می شود دیدن این نور ممکنه خیلی نزدیک باشه)بچه ها من تصمیم گرفتم تمام خاطره هایه بدو فراموش کنم امیدوارم که بتونم

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388 15:23 توسط غزل |


سلام بچه ها امروز یه پسته متفاوت دارم برای کسی که شاید فکر می کرده دوسش نداشتم ندارم ونخواهم داشت یا اینکه قسته اذیت کردنشو داشتم فکر بد نکنید دختره..... میدونم زیاد نت نمیاد و تو وبه من نمیاد اما اگه امد می خوام بهش بگم دوسش داشتم همیشه در مواقعی که فکرشم نمی کرده اون امروز واسه همیشه رفت کسی که همیشه باهاش بودم فقط با حرف زدن با اون اروم میگرفتم همیشه من مقصر بودم اما ایندفعه بدونه هیچ بهانه ای و گله ای  با اس ام اسایی و حرفایی که توقع نداشتم واسه همیشه رفت و بهم گفت برو خیلی ساده رفت  حالا که واسه همیشه همه چیز تموم شده فقط دوست دارم اگه این پستو خوند بدونه من دوسش داشتم بدونه من فکر میکردم ارزشی برام ناره اما حالا فهمیدم با ارزشترینه  بچه ها ادم در بعضی از مواقع حرفایی میزنه که بعد از اینکه براش اتفاق افتاد میبینه همش اشتباه من دوست دارم گذشته برگرده تا جبران کنم......دوست دارم همین حالا که همه چیز تموم شد  اینو واسه همیشه بدون..........برای کسی که بود و من حسش نکردم

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 22:39 توسط غزل |


میدونی وقتی خدا داشت بدرقت میکرد اروم در گوشت بهت چی گفت:                                  گفت جایی که میری مردمی داره که میشکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم تو کوله بارت برات عشق میزارم که بگذری .قلب میزارم که جا بدی اون همه دردو غصه را....اشک میزارم بازم برات که همراهیت کنه کم نیاری.مرگ میزارم که بدونم برمی گردی پیشه خودم اخه من هنوزم نگرانم..........

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 10:33 توسط غزل |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام دوستان من غزل هستم امیدوارم لحظات خوبی در این وب داشته باشید


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386



پیوندها

یه وبلاگ واسه دلتنگیا...(ایداوهیوا)
شازده کوچولو
حامد
حمید
سحر
(علی افتابی)
مجموع تر فند های کامپیو تری
ویلای عا شقی(رامین)
پرستو
نبض تنهایی شب(رسپینا)
ارزو(دوستت دارم)
غروب (دوست داشتن زیباست)
حسین(فردا کجاست)
هنگامه(تک ستاره)
ایهام(افق کویر)
لوزا
پرواز سفید
عکس87
دهکده عکس($$$!M3hd $$$)
agha__garde)امید
خط خطی های یک دختر تنها
(دوستی)سعید
(زندگی با اسانس طراوت )ابدیت
(دهکده ی پری)
مهتاب شب(با من بمان ای اشنا)
(جنین مرده)
غریبانه (به یاد غریبی امام زمان)بهزاد
rinbooo00000000
عسل و پوریا عشق رمان
من و تو اگه ما بشیم دیگه دنیا مال ما میشه
حس ابی
محمد(دنیای عشق)


    تعداد بازديدها:

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس